چهارشنبه 28 شهريور 1397-19:57 کد خبر:63125

با رشد جمعیت غیر بومی و ویلاها در استان:

بخشداران و دهیاران هم ‎ دستان متصرفین جنگل در مازندران؟!

کارشناس ارشد جنگلداری گفت: تغییر کاربری ها در جنگل و ساحل به بهانه توسعه گردشگری نه تنها این صنعت را در شمال کشور توسعه نداد، بلکه ضررهای جبران ناپذیری بر آن وارد آورد.


به گزارش خزرتیترخبر و به نقل از ایسنا،تغییر کاربری ها و انبوه سازی در جنگل و ساحل به بهانه توسعه گردشگری نه تنها این صنعت را در شمال کشور توسعه نداد، بلکه ضررهای جبران ناپذیری بر منابع آبی و منابع طبیعی آن وارد آورد.

بیش از یک دهه است که اراضی مرغوب شمال به شکلی غیر اصولی مورد بهره برداری قرار گرفتند،زمین هایی که با رکود کشاورزی و بی توجهی به این صنعت پردرآمد جهان بدل به شهرک های ویلایی و مجتمع های مسکونی شدند تا پذیرای گردشگران و مسافران باشند؛ هجوم چندین ساله انبوه‌سازان و افرادی متمول و حتی بعضا سرشناس به چشم‌انداز سبز مازندران، به جای توسعه گردشگری و اشتغال‌زایی عوایدی به جز تخریب منابع طبیعی به دنبال نداشته و آنچه به سوغات آورده است نابودی اقتصاد بومی و نابرابری در سطوح مختلف اجتماعی است؛ چه بسا که اگر کشاورزی و کشاورز مورد حمایت قرار می گرفت هرگز این فاجعه برای محیط زیست در شمال کشور رقم نمی خورد.

*ویلا سازی با هدف توسعه گردشگری!

فاطمه دیلمی گیلانی کارشناس گردشگری ، ویلا سازی در شمال کشور را به قصد توسعه گردشگری دانست و اظهار کرد: در ابتدای دهه 80 مجوزهایی برای تغییر کاربری اراضی داده شد تا سبب اشتیاق مسافران برای سکونت در شمال کشور شده و به دنبال آن گردشگری در کمربند سبز شمال گسترش یابد.

وی با بیان اینکه در ابتدا، ساخت و سازها معطوف به جلگه بود، گفت: بسیاری از مکان و شهرک های موجود در شهرهای شمالی کشور چه در سواحل و جنگل توسط افراد غیر بومی ایجاد شد و به نظر می رسید استان های شمالی در زمینه توسعه همه جانبه به ویژه گردشگری پیشرفت خواهند کرد.

این کارشناس گردشگری با تصریح اینکه گردشگری هیچ کمکی به اقتصاد استان های شمالی نکرد، افزود: دستان خالی بازاریان شمال از هجوم گردشگر و مسافرانی که تنها چند روز برای اقامت به ویلای شخصی مراجعه می کردند، سبب رکود اقتصاد محلی علیرغم وجود مسافر شد.

وی ویلا سازی در شمال را هم‏چون تیغ دولبه توصیف کرد و گفت: متاسفانه این تغییر کاربری ها و انبوه سازی در جنگل و ساحل نه تنها گردشگری را توسعه نداد، بلکه ضررهای جبران ناپذیری بر منابع آبی و منابع طبیعی بکر شمال وارد آورد.

*تغییرات فرهنگی ناشی از هجوم  زندگی مدرن به روستاها

وی ویلاسازی در روستا را سبب تبدیل زندگی روستائی به زندگی مدرن و شهری دانست و خاطر نشان کرد: تغییرات فرهنگی که توسط افراد غیربومی به شکل ناخودآگاه به روستائیان القا شد؛ منشا تحولات در نحوه زندگی روستائیان و از بین رفت آداب و رسوم اصیل بومی منطقه گشت.

دیلمی با اشاره به تصمیمات اخیر سازمان گردشگری مبنی بر ایجاد خانه های بومگردی گفت: توجه به رسوم قدیمی و زندگی روستائی اصیل هدف اصلی ایجاد خانه های بومگردی است و این در واقع نوعی بازسازی و نوسازی آداب و فرهنگی بوده که امروزه به جهت توسعه غیر اصولی روستاها از یادها رفته است.

*ویلاسازی با هدف سودجویی

کارشناس گردشگری با بیان اینکه برخی ساخت و سازها در جهت معرفی کردن یک منطقه با اهدافی ویژه توسط عده ای خاص صورت گرفته است، خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد سرشناس و برخی مسئولین صاحب منصب با هدف برجسته کردن یک منطقه اقدام به شهرک سازی کرده تا با افزایش قیمت اراضی آن منطقه سود هنگفتی را در ازای تخریب محیط زیست عاید خود کنند که از آن جمله می توان به خزرشهر در بابلسر، اربه کله در رامسر، سعادت آباد در نور و غیره اشاره کرد.

وی با اشاره به اصطلاح "بورژوازی مستقلات" گفت: گروهی از صاحبان سرمایه و قدرت در بازارهای زمین، مسکن و مستقلات ورود کرده و فعال هستند که نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری محیط مصنوع شمال کشور دارند.

دیلمی نابرابری منافع در احیای گردشگری را سبب رکود و نزول روستائیان و افراد بومی و ارتقای انبوه سازان غیر بومی دانست و اظهار کرد: کاربرد غیر اصولی توریسم و سطوح نابرابر مالکیت و منافعی که همگان در آن سهمی یکسان ندارند، روی دیگر سکه توسعه گردشگری در مازندران است.

*افزایش غیر منطقی جمعیت در شمال

این محقق و پژوهشگر حوزه گردشگری هجوم افراد غیر بومی به شمال کشور را مغایر با ظرفیت و تاب و توان محیط زیست منطقه برشمرد و افزود: از دیگر مضرات گردشگری غیر اصولی در شمال هجوم بیش از اندازه مسافر و خارج از توان منطقه بوده که صدمات جبران ناپذیری به منابع آبی، محیط زیست و طبیعت وارد کرده است.

دیلمی با اشاره به اینکه بسیاری از ویلاها در شمال کشور تنها چند روز در سال و حتی کمتر مورد استفاده و سکونت قرار می گیرند، گفت: در برخی فصول سال و ایام تعطیل جمعیت شناور منطقه در حدی است که باعث ترافیک های سنگین در جاده های شمالی می شود.

*اصلاحات ارضی و زمین های شخصی جامانده در جنگل

محمدیوسف سجادی کارشناس ارشد جنگلداری ،با اشاره به اینکه برخی از ویلاها در داخل اراضی جنگلی و مراتع مربوط به قوانین اصلاحات ارضی و دوران انقلاب سفید در حکومت پهلوی است،اظهار کرد: مطابق منشور انقلاب سفید و با اجرای قوانین اصلاحات ارضی تنها برخی از عرصه های جنگلی در اختیار صاحبان اراضی به شرط ارائه مدارک و شواهد قرار می گرفت.

وی با اشاره به قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده 56 قانون جنگل ها و مراتع خاطرنشان کرد: اجرای این قانون منوط به بازدید کارشناسان مختلف و رصد نقشه ها و مقایسه اسناد و مدارک ارائه شده است که پس از طی مراحل قضایی به صاحبان املاک بازسپاری خواهد شد.

سجادی با بیان اینکه در مورد اجرای ماده 56، منابع طبیعی و سازمان جنگل ها هیچ نقش و نفعی ندارد، گفت: امروزه موارد بسیار نادری از وجود چنین اراضی به چشم می خورد و تصرفات اخیر ناشی از تغییرات کاربری است که چندین سال قبل اعمال شد.

*نمایندگان مجلس باید حامی منابع طبیعی باشند

کارشناس ارشد جنگلداری نقش نمایندگان مجلس را در حفظ و حراست از اراضی ملی را بسیار برجسته و پر رنگ برشمرد و یادآورشد: متاسفانه نمایندگان مجلس در استان های شمالی کشور به اموری غیر از آنچه باید توجه کنند می پردازند.

سجادی با اعلام اینکه نمایندگان باید قوانینی وضع کنند که به کمک محیط زیست بیاید، خاطرنشان کرد: خشکسالی اخیر در کشور، تخریب محیط زیست و منابع طبیعی و از بین رفتن اراضی ملی به طورغیرمستقیم مربوط به وضع قوانین نادرستی است که در مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان مردم حاصل شده است.

*خروج دام از مرتع و رابطه آن با ویلاسازی

این محقق و پژوهشگر حوزه جنگل با مقایسه دامداری در کشورهای توسعه یافته با ایران تاکید کرد: حتی در کشورهای صاحب نام در عرصه دامداری به هیچ عنوان تغذیه از مراتع و جنگل ها در دستورکار قرار نداشته و این عرصه ها متعلق به وحوش است و به شدت توسط نگهبانان محیط زیست مراقبت و محافظت می شود.

سجادی افزود: اگرچه دام باعث تخریب جنگل می شود، اما دامداران به نوعی نگهبانان جنگلی محسوب شده و وجود افراد غیر بومی را گزارش می کردند که این خود باعث عدم تمایل سودجویان به دلیل مقابله با دامدار و رویارویی با آنان می شد.

*کمبود نیرو در سازمان جنگلها و فقدان گارد جنگل

وی انجام ممیزی های مکرر توسط جنگلبانی و حضور گارد جنگل در دوران پهلوی را موجب عدم تجاوز به اراضی ملی عنوان و تصریح کرد: پس از انقلاب و به دلایل متعدد نیروی سازمان کاهش یافت و گارد جنگل نیز به باد فراموشی سپرده شد.

سجادی با بیان اختیارات جنگلبان و گارد جنگل در گذشته گفت: طبق تبصره ذیل ماده 55 جنگلبان شخصا مجاز به رفع تجاوز تا 24 ساعت بود که این قدرت بعدها از جنگلبان ساقط شد.

وی نیروی سازمان جنگل ها در گذشته بیش از 6 هزار عنوان و تاکید کرد: علاوه بر این 7 هزار نیروی جهادی به همراه گارد جنگل به مجموعه اضافه شده بود تا جنگل ها به شکل کامل در کنترل باشد و هیچ تصرفی صورت نگیرد.

*یتیم ماندن سازمان جنگل ها منجر به تجاوز به این عرصه ملی شده است

سجادی با ابراز نگرانی از اینکه سازمان جنگل ها با این حجم از وسعت هیچ متولی مشخصی ندارد گفت: قریب به 9 درصد از مساحت کشور پوشیده از جنگل است اما حتی یک وزارتخانه یا یک وزیر، متصدی این حجم وسیع نیست.

کارشناس ارشد جنگلداری تصریح کرد: سازمان جنگل ها پس از انقلاب اسلامی چندین بار یتیم شده و عدم متولی مشخص بزرگترین ضربه را به جنگل زده است که نتیجه آن تصرف اراضی ملی با هدف ویلاسازی و تجاوز و تخریب جنگل و مراتع است.

*کمیسیون های ماده 99 و 100 باعث تشدید تجاوز

سجادی به مشکلات قانونی در کمیسیون های مواد 99 و 100 و جرائم مربوط به آن پرداخت و تصریح کرد: اجرای قوانین نادرست باعث سودجویی افراد متخلف شده و متجاوزان با اتکا بر اینکه پس از ساخت و ساز و هماهنگی های لازم جرائم تخلفات را پرداخت می کنند، اقدام به تجاوز غیر قانونی کرده اند.

وی قوانین را فاقد ضمانت اجرائی و غیر بازدارنده توصیف کرد و افزود: تخریب محیط زیست و منابع طبیعی ثمره وضع قوانین نادرستی است که باعث باز گذاشتن دست متخلفان شده و صدمات جبران ناپذیری به عرصه های طبیعی و منابع موجود وارد کرده است.

*رشد جمعیت غیر بومی و ویلاها در مازندران

کارشناس ارشد جنگلداری با اشاره به ارتفاعات شهرهای آمل و رامسر تاکید کرد: اکثر ساخت و سازهای این مناطق و صاحبان ویلاها افرادی غیر بومی هستند که با خرید املاک کشاورزان و مستثنیات بومیان منطقه باعث رشد جمعیتی ناخواسته و برهم زدن تعادل محیط در این مناطق شده اند.

وی با مقایسه ویلاسازی در دهه های مختلف انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: در دهه 60 ارتفاعات استان مازندران محورهای مواصلاتی محدودی داشت و انبوهی جنگل کاملا چشم نواز بود اما امروزه با نگاهی به ارتفاعات بیشتر ساخت و سازها جلوه گر شده اند.

سجادی با اشاره به آمار رشد جمعیت و ویلاسازی در استان مازندران تصریح کرد: طی 10 سال اخیر جمعیت مازندران تنها 12 درصد رشد داشته حال آنکه رشد ویلاسازی و ساخت و ساز در همین بازه زمانی بالغ بر 50 درصد بوده است که نتیجه آن کسب رتبه سوم مازندران در تعداد بنگاه های معاملات املاک است.

*رکود کشاورزی معادل رشد ساخت و سازهای غیرقانونی

سجادی رونق کشاورزی در سال های دور را مانع از تمایل کشاورز و دامدار به سمت ویلاسازی دانست و اظهار کرد: در گذشته کشاورزی سودآور و مقرون به صرفه بود و کشاورزان رغبتی برای تبدیل اراضی خود به کاربری دیگر نداشته و آن را به صرفه نمی دانستند اما همزمان با رکود این صنعت تغییر کاربری در اولویت کشاورز قرار گرفت.

وی فروش زمین کشاورزان به قصد کسب سرمایه و پیمودن ره صدساله در یک شب را آفتی برای جلگه و دامنه حاصلخیز شمال توصیف کرد و افزود: کشاورزان برای امرار معاش و کسب سرمایه هنگفت ناگزیر به فروش و تغییر کاربری شدند تا بتوانند جوانان بیکار خود را از این طریق سرو سامان دهند.

*دهیاران هم دستان متصرفین جنگل؟!

کارشناس ارشد جنگلداری در ادامه خاطر نشان کرد: سودای درآمد از توریسم، سود بالای ویلاسازی و تغییر کاربری در مناطق مختلف مازندران باعث شد حتی بعضی از کارکنان برخی ادارات و دهیاران نیز برای کسب درآمد از این راه آستین بالا بزنند و دست به کار شوند.

سجادی اجرای طرح های عبث، بدون کاربرد و غیر اصولی نظیر طرح هادی و تفصیلی را عاملی برای سودجویی بیشتر دهیاران، بخشداران و شهرداران برشمرد و گفت: تا زمانی که طرح ها و پلان های کلان کشور مشکلات و نواقص داشته باشد راهگشا نبوده و باید مدیران ارشد کشور برای رفع این نقیصه ها چاره ای بیاندیشند.

*حفظ طبیعت به‌عنوان مادر دوم

این محقق و پژوهشگر حوزه منابع طبیعی زمین فروشی را هم ردیف ناموس فروشی قلمداد کرد و گفت: آنان که به قصد خرید ملک و املاک سبب تخریب محیط زیست شده اند میهن پرست نبوده و ایرانی واقعی نیستند.

سجادی طبیعت را مادر دوم مردم برشمرد و یادآور شد: تا زمانی که چنین تفکری در جامعه ایجاد نشود هیچ گاه نمی توانیم انتظار منابع طبیعی پاک و محیط زیستی پایدار داشته باشیم.

وی ویلا سازی، تخریب محیط زیست و منابع طبیعی و آبی را ثمره جهل و نادانی بیش از اندازه دانست و گفت: افراد و گروه هایی که اقدام به چنین اعمالی می کنند را نباید عالِم دانست حتی اگر آنان کرسی نشینان و افرادی صاحب نام و منصب باشند.